دندون

من امروز مي خوام يه چيزي رو بهتون يواشكي بگم
من چند روز پيشا كه دندونم لق شده بود هي مامانم مي گفت به دندونت ور نرو ولي من انقدر ور رفتم تا خلاصه دندونم افتاد و بعد الكي به مامانم گفتم ماميما دندونم افتاد و مامانم هم كه كمي خر شده بود گفت
آخي پس بذارش زير بالشت

206

ما چند وقت پيش يكدونه ماشين خوشگل خريديم
اگه گفتين چيه
بذار خودم بگم
يه پژو 206كه همين ديشب باهاش افتاديم تو جوب/ مامانم سرخودش خيلي غر زد
خاله ام و بابابزرگم و همه گفتن كه هر وقت ماشين ترتر كنه يعني خرابه ولي بازم مامانم گفت بايدببرمش تعميرگاه
آخه مامانم وسواسيه

برنامه غذايي

من امروز براي خودم يه برنامه غذايي درست كردم چون خيلي بد غذام تازه خاله منم كه اسمش ساراس هم يه برنامه غذايي نوشت كه سرساعت خونه بياد و غذاش رو بخوره اين برنامه رو به پيشنهاد مامانم و مامان بزرگم كه من بهش ميگم مامي سوسو نوشتيم بعدم قرار گذاشتيم اگر همه برنامه مون رو انجام بديم بريم شهربازي يا پارك ارم راستي پايين ورقه برنامه مون رو هم امضا كرديم